جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1578
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
زمامداران بنىاميه آشنا مىكند و نظر آنان را نسبت به ارزش « رعيّت » و بازى آنان را با مفهوم خلافت و معناى امت روشن مىگرداند ، مطلبى است كه مورخين نقل كردهاند : يزيد بن عبدالملك بن مروان روزى سخت مست كرده بود و نزد او يكى از كنيزانش به نام « حبابه » نشسته بود . موقعى كه به طرب آمد گفت : بگذاريد پرواز كنم ! حبابه گفت : اين امت را به چه كسى مىسپارى ؟ ! يزيد پاسخ داد : به تو ! » امين ريحانى درباره بنىاميّه مىنويسد : « عدالت در ميان رعيّت كه اساس زمامدارى است ، از روش كسى كه بر تخت نشسته آشكار مىگردد و شما ديديد كه تختنشينان بنىاميّه ، ناتوان ، سفيه ، لاابالى ، مست و ستمگر بودهاند . » « 1 » از ياد نبريم عمل ننگين بنىاميه را كه بر روى منابر شهرها به على و فرزندانش دشنام مىدادند . اما از ميان آنها ، خليفهاى كه روش زمامدارىاش ، به حكومتدارى در شرق ، افتخار بخشيد و بر شرف انسانيّت افزود ، عمربن عبدالعزيز بود . وى حكومت خود را با رفع ستم از همه مردم آغاز كرد . حق هر كس را به او باز گرداند . فرمانداران ستمپيشه را عزل و به جاى آنان افراد دادگستر را نصب كرد . آنان را وادار كرد كه با مردم مدارا و نرمش كنند و از روى عدالت رفتار نمايند . فرزند عبدالعزيز بين عجم و عرب و مسلمان و غيرمسلمان مساوات حقيقى برقرار كرد و براى حفظ آزاديها و حقوق حياتى مردم دستور داد تا كشورگشاييها متوقف گردد و بار سنگين مالياتهاى گزاف
--> ( 1 ) النكبات ، ص 70